|
شورها در سر و با خلق نمی یارم گفت *** زخمها بر دل و فریاد نمی یارم کرد
|
يكي از سازهاي زيبايي كه در دوران ما توسط "آقاي سيامك افشاري" و با راهنمايي هاي "استاد حسين عليزاده" ابداع شده است ساز "سلاّنهِ" مي باشد. كه از صداي پخته و دلنشيني برخوردار است
سازهاي زهي مضرابي داراي کاسه ي طنين ، از لحاظ ساز شناسي ، غالبأ به دو رده ي اصلي دسته بلند و دسته کوتاه تقسيم مي شوند بربط و عود از نمونه هاي دسته کوتاه و تنبور و دوتار و سه تار از نمونه هاي دسته بلند سازهاي اين خانواده محسوب مي شوند. اين ساز ها بسيار قديمي اند آنچنان كه ردپاي آنها را تا ايران باستان مي توان جستجو كرد.
علاوه بر بربط كه ساز زهي مضرابي است و داراي كاسه طنين نسبتاً بزرگ ودسته اي كوچك است و يكي از ساز هاي باستاني و اصيل ايران محسوب مي شود و مي توان نام و تصويرش را از آثار بازمانده از دوران باستاني تاريخ ايران مشاهده كرد انواع مختلفي از سازهاي خانواده تنبور نيز در ايران از دوران باستان تا كنون رواج داشته اند.
ساز "سلاّنهِ" با الهام از تصاويري از يك نمونه ساز زهي مضرابي دسته بلند كه در اصل داراي سه سيم و سه گوشي بوده است در راستاي كنكاشي براي جستجوي صدايي گمشده ساخته شده است.
ساز مذكور (سلاّنهِ) همچنين در قرون 16 و 17 ميلادي در ايتاليا مقارن با دوران رنسانس تحت عناويني همچون "گلاسيكن" (Classikon) رواج داشته كه ظاهراً بر اساس نمونه هاي شرقي همين ساز(سلاّنهِ) شكل گرفته بوده است.
كوشش در جهت احياي چنين سازي به گونه اي كاملاً تجربي محملي شد. براي جامه عمل پوشاندن به اهداف، خواست ها و تاملاتي نظير :
۱) استفاده از واخوان ها جهت تقويت هارمونيك ها و حجم تنوع بخشيدن به رنگ آميزي صدا
2) امكان دست يابي به صدا هاي بم تر (از طريق اضافه كردن سيم هاي اصلي) به صورتي كه جنس و رنگ و حالت صداي ايراني بماند.
نكات قابل توجه در ساخت و طراحي فيزيك اين ساز عبارتند از :
1) تغيير تكيه گاه و محل عبور سيم ها و واخوان ها
2) استفاده از گوشي هاي واخوان ها در انتهاي كاسه
3) طراحي پنجه و غيره ...
كوشش در جهت نيل به اهداف فوق ساز "سلاّنه" را به با آورد.
آنچه که از موسيقي ايران از قرن گذشته بصورت آثار صوتي باقي مانده در هيچ يک از آنها از سازهايي با وسعت و فرکانس هاي بم استفاده نشده است . حتي سازي مانند بربط ( عود ) که ريشه و اصل و نسب آن ايراني است در آثار ذکر شده مورد استفاده قرار نگرفته است.
استفاده از سازهاي سنتي در موسيقي دستگاهي در سالهاي متمادي چه در تکنوازي و چه در همنوازي ، رنگ و صداهاي يکنواختي ايجاد کرده که حتي اگر آثاري جديد به وسيله ي اين سازها اجرا شود به علت رنگها و وسعت محدود آنها تکراري جلوه مي کند .
جاي آن دارد با ريشه يابي از صداها و سازهاي قديمي ايران سازهايي ساخته و يا احياء شوند که موسيقي ايراني را با رنگ و وسعت بيشتر غنا بخشيده تا راه براي ايجاد ذوق و ابتکار موسيقي دانان هموار شود. بديهي است كه "سلاّنهِ" تجربه ايست كه نياز به سير مسير تكامل و تعمق و تامل بيشتري نياز دارد.
لازم به ذكر است كه استاد عليزاده آلبومي با همين نام يعني "سلاّنهِ" دارد كه شنيدن آن خالي از لطف نيست.اين آلبوم شامل قطعات زير ميباشد:
۱.مهتاب (اصفهان )
۲.پگاه ( سه گاه )
۳.آفتاب ( بيات کرد )
۴.شامگاه ( افشاري ) دريافت