تبليغاتX
حکایت دل
شورها در سر و با خلق نمی یارم گفت *** زخمها بر دل و فریاد نمی یارم کرد
حسينعلي خان نکيسا تفرشي عراقي (اراکي)

نکيسا فرزند حاجي مؤذن [حاج ملا رجبعلي] و متولد 1300 هجري [قمري] است. در ترخورانِ تفرش متولد شد و چون از طفوليت صدايي رَسا، مليح و مطبوع داشت، پدرش، استادش بود و رموز خوانندگي را به او ياد داد. از ديگر اساتيدش مي توان ميرزا بابا را نام برد.
هنوز به سن بلوغ نرسيده بود که خوانندگي او مورد توجه قرار گرفت و از شبيه خوانهاي تکيه دولت شد. و بعدها از شبيه‌خوان‌ها و خوانندگان معروف گرديد.

نکيسا در 5 آبانماه 1352 فوت کرده و در مصاحبه اي در 1349 يا 50 ضبط کرده اند و در آن هنگام نکيسا حدود 100 سال عمر داشته. با اينحال چنان سرزنده است که مصاحبه کننده به نکيسا ميگويد "کاش اين روحيه شما رو ما هم داشتيم!"

براي رفتن بر مزار نکيسا از ترخوران به سمتِ "شازده احمد" حرکت کرد. شازده احمد از نوادگان امام هفتم (ع) است و در 2 کيلومتري جنوب شهر (بين تفرش و روستاي کوهين) واقع است.

مقبرة نکيسا دو سنگ دارد؛ يکي سنگ قديمي و ديگري سنگِ جديد - که حاتم عسگري، خواننده و شاگردِ نکيسا براي پاسداشت يادِ او بنا کرده.
دو قبرِ کنارِ هم در نزديکي مقبرة نکيسا، نقشهايي بر اين دو قبر حک شده؛ نقش شانه و شانة چوبي و قيچي و تسبيح و ... – مي توان حدس زد که شانه و تسبيح نشانِ مرد است و قيچي و شانة چوبي نشانِ زن. امّا مثالهاي نقضِ زيادي آنجا مشاهده مي شود. در ضمن دو نيمدايره هم به شکلِ کلاه بر روي سنگِ قبرها موجود بود.

نزديک ترين روستا به مزار نکيسا، کوهين نام دارد. در انتهاي روستا و بيرون از آن تعدادي زمين زراعي وجود دارد. نکيسا هم در سالهاي پايان عمر در همين حوالي زمين داشته و کار ميکرده. از قول  همسر نکيسا تعريف ميکنند که نکيسا کار نميکرده؛ بلکه هر روز، بيشتر براي گذران وقت و استفاده از طبيعت به سرِ زمين ميآمده. با شناخت سطحي که از روحية نکيسا وجود دارد، اين حرف خيلي دور از ذهن نيست. بهر حال نکيسا پايان عمرش را در اينجا گذرانده. ميگويند خودش را هم براي ديدار آخرت آماده کرده بود؛ لباس سفيدي بر تن ميکرد و محاسني هم گذاشته بود و گويا گاوي هم داشته و خلاصه با تمام اين اوصاف قيافه اي معنوي به هم زده بود.
فاصلة روستا – که زمين زراعي نکيسا آنجا بوده – تا خانة قديمي او، بسيار زياد است. ولي جالب اينجاست که همسر ایشان تعريف کرده که وقتي نکيسا (با گاوش) از سر مزرعه ميامده، به محض رسيدن به روستاي کوهين شروع به خواندن ميکرده و از آن فاصله وی متوجه صداي همسرش و برگشتن او از سرِ کار ميشده و چاي را آماده ميکرده!

ذکر خاطرة ديگر هم بي لذّت نيست. دکتر مصفّا – گويا – تعريف کرده که روزي پدرش – اسماعيل مصفّا – که به سفر رفته بود، به تفرش بازميگردد و وقتي خبر بازگشتش را به برادرش يعني نکيسا ميدهند، در همان نزديکيهاي مزرعه، از خوشحالي شروع به خواندن ميکند: مژده ايدل! که مسيحا نفسي ميايد... و اينقدر اين بيت را با شوق و ذوق ميخوانَد که مردم روستا از خانه بيرون ميايند و از يکديگر ميپرسند: "ملّا رجبعلي زنده شده؟"

ملّا رجبعلي، پدر نکيسا مؤذّن و تعزيه خوان شهر بوده و صداي معرکه اي داشته و مردم هم به او اعتقاد عجيبي داشته اند. 
ميگفتند کلمة آواز ملارجبعلي از فاصلة دور معلوم بوده و همينطور از اذان گفتنهاي او در سحرها ياد ميکند.
نکيسا هر روز بر روي ايوان خانه آواز ميخوانده. برادرِ نکيسا نيز خوب ميخوانده. اسماعيل خان مصفّا ست. گويا او بسيار خوب "مثنوي" ميخوانده و در مثنوي خواني حتّي بهتر از نکيسا بوده.

در جايي از نوار، نکيسا آوازي ميخوانَد و بعد، از – به زعم خودش – بَد خواندنش - به خاطرِ پيري - عُذرخواهي ميکند و ميگويد "شرمنده!" اين واژه را با لحني خاص اَدا ميکند؛ لحني بسيار مهربانانه...
در پايان مصاحبه،پرسش کننده ميگويد اميدوارم بچّه هاي ما قدرِ اين نوار را بدانند. نکيسا هم در پاسخ ميگويد: "اين رو داشته باشيد. نگه داريد هميشه. من ديگه عمرِ خودمُ کردم. ميميرم. وقتي شنيديد، يه "خدامُرزي" ميکنيد برام." و ما هم برايش فاتحه اي ميخوانيم...

---

او تحت تعليم ”‌ميرزا بابا” روش خوانندگي، دستگاه‌ها و گوشه‌هاي موسيقي ايراني را فرا گرفت و در كنسرتي با تار علي اكبر شهنازي شركت كرد.

نكيسا خواننده تعزيه و خواننده رديف موسيقي ايراني بود. نكيسا صفحه هايي با علي اكبر شهنازي (تار) و مرتضي ني داوود (تار) ضبط كرده است.

نيكسا همراه با حسين هنگ آفرين در اعياد انجمن، خوانندگي مي‌كرده است. نكيسا از پيشكسوتان خوانندگي است صداي زير پر تحرير و ممتازي داشته است.

حسينعلي نكيسا ، علاوه بر مهارت در تعزيه‌خواني در آوازخواني به سبك نرم نيز مهارت داشته، تعدادي صفحه از او به يادگار مانده است. پدرش حاجي ملارجبعلي موذن نيز از خوانندگان و تعزيه‌خوان‌هاي مشهور عصر ناصري است.

نكيسا 112 سال عمر كرد و در اين عمر طولاني بيشتر گوشه‌هاي مهجور موسيقي ايراني را فرا گرفت و به شاگردانش تعليم داد. اين هنرمند ارزنده ولي گمنام در سال 1355 ش در گذشت. استاد حاتم عسگري آوازه‌خواني به شيوه قدما را نزد او فرا گرفت. به گزارش ايسنا، يكي از قطعات باقي مانده از نكيسا آواز او در دستگاه شور با تار شادروان حاج علي اكبر خان شهنازي با شعري از شاعر بزرگ ايران سعدي شيرازي است كه مي‌گويد: يك روز به شيدايي در زلف تو آويزم. اين آواز ” شور” با چنان مهارتي اجرا شده است كه يكي از شاهكارهاي آواز در موسيقي ايراني به شمار مي‌رود.

مرحوم نكيسا، كار دولتي قبول نكرد كشاورز بود و نياز مالي هم نداشت مردي متدين بود كه هيچ گاه بي وضو آواز نمي‌خواند او موسيقي را راز و نياز معنوي و عاطفي با خالق يكتا مي‌دانست.

مرحوم نكيسا با مرحوم اميري فيروز‌كوهي خيلي صميمي بود و به منزل او زياد رفت و آمد داشت. ذكر مولود نبي (ص) كه با تار اميري فيروزكوهي و سه تار مرحوم حسن مشحون اجرا شده است،موجود است.

عنوان “نكيسا” موسيقيدان ايران باستان براي حسينعلي مصفا، حاكي از جايگاه رفيع او در عالم موسيقي است.

دريافت آواز ماهور - حسين علي خان نکيسا

 

منابع:
1- http://www.sazmuseum.ir/farsi/detail.asp?id=365
2- http://www.pouyan.ws/archives/000575.html
3- http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-339932

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 آذر1386ساعت   توسط محمد   | 

 

 

استاد حسين عليزاده در سال 1330 در تهران به دنيا آمد. در هنرستان موسيقي ملي نزد هوشنگ ظريف، علي اكبر شهنازي و حبيب الله صالحي به فراگيري تار پرداخت . پس از دريافت ديپلم از هنرستان در سال 1349 به گروه موسيقي دانشكده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران راه يافت و نزد اساتيدي همچون اكبر شهنازى، نورعلى برومند، يوسف فروتن، عبدالله دوامى، هوشنگ ظريف و ... فراگيري موسيقي ايراني را ادامه داد.

 در دوران تحصيل با اركستر ايراني تالار رودكي همكاري داشت. و از فصل هنري 1352-51 با گروه هاي مركز حفظ و اشاعه موسيقي در جشن هنر شيراز به اجراي برنامه پرداخت. در سال 1355 به اتفاق پرويز مشكاتيان گروه عارف را تشكيل داد و برنامه هاي متعددي را در داخل و خارج از كشور به اجرا درآورد.

 او خود نيز هميشه در جست و جوى راههاى ديگرى بوده كه ديگران نرفته اند در اين سالها عليزاده استعداد خود را محدود به تقليد و تكرار فرم هاى گذشتگان نكرده و در جست و جوى راههاى تازه تر بوده است استاد عليزاده بر خلاف بسياري ديگر از هنرمندان كه فقط به اجراي موسيقي به شكل كاملا" سنتي آن مي پردازند، نوآوري هايي داشته است. مانند ابداع مقام داد وبيداد ( گوشه داد از ماهور و بيداد از همايون، آلبوم هاي راز نو با همكاري گروه هم آوايان و زمستان است با صداي استادشجريان) همچنين اجراي پلي فونيك آواز ايراني ( رازنو، آواي مهر و ...)

استاد عليزاده در سال هاي اخير در آلبوم هاي "زمستان است" ، " بي تو به سر نمي شود" و "فرياد" با استادشجريان ،كيهان كلهر و همايون شجريان به عنوان سرپرست گروه و آهنگساز همكاري داشته است.

فعاليت هاي هنري استاد:
سرپرستي گروه هاي همنوازي مركز حفظ و اشاعه موسيقي ، سرپرستي گروه شيدا، گروه عارف و گروه سازهاي ملي، شركت در چهار دوره هنر شيراز، شركت در اجراي باله گلستان اثر موريس بژار كنسرت ها: كنسرت نوا ( جشن هنر شيراز)، شورانگيز ( تالار وحدت)، كنسرت به نفع زلزله زدگان گيلان( تالار وحدت)، كنسرت به نفع شوراي كتاب كودك ( تالار وحدت، فرهنگسراي بهمن)
خارج از كشور:
فستيوال لوس آنجلس، فستيوال هنرهاي شرق بولونيا ( ايتاليا)، كنسرت در مراسم افتتاح شهر موسيقي ( پاريس)، كنسرت در موزه واشنگتن، كنسرت به دعوت موسسه جهاني موسيقي( نيويورك) كنسرت هاي گوناگون در راديو فرانسه، بلژيك، سوئد، كنسرت در دانشگاه سياتل (آمريكا) ، دانشگاه ييل (آمريكا)، آلبرت هال لندن، كنسرت با هنرمندان هندي در لوس آنجلس و سانفرانسيسكو.

فعاليتهاي آمورشي :
تدريس در كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، مركز حفظ و اشاعه موسيقي، كانون فرهنگي- هنري چاووش، هنرستان موسيقي، و كلاسهاي خصوصي، عضويت در هيات علمي دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران، رياست هنرستان موسيقي(پسران)
خارج از كشور:
تجزيه و تحليل موسيقي ايران در مراكز آموزشي و هنري آلمان و فرانسه، شركت در سمينار شرق شناسي دانشگاه يو. سي. ال. اي. (آمريكا)، دانشگاه سياتل (آمريكا).

آثار آموزشي:
ده قطعه براي تار( كتاب، چهار جلد)، رديف ميرزا عبدالله ( اجرا با تار و سه تار)، دستور سه تار( كتاب)، آموزش سه تار ( اجراي كتاب اول و دوم هنرستان)، رديف مقدماتي ( كتاب سوم هنرستان).
هم نوايي براي سازهاي ايراني:
نوا، سواران دشت اميد، حصار، سرودهاي آذربايجان، شورانگيز، راز و نياز. صبحگاهي، نوبانگ كهن و آواي مهر.
تكنوازي(شيوه سنتي):
ماهور(تار) و سه گاه ( هجراني) ‌‌‌‌"تار"
تكنوازي ( شيوه ابداعي):
تركمن ( سه تار)، پايكوبي (سه تار)، هم نوايي ( تار)، نوا (تار)، همايون( سه تار)، راست پنجگاه(تار) و چهارگاه و بيات ترك.
اركسترال:
ني نوا، عصيان، وارياسيون هاي كردي.
موسيقي فيلم:
چوپانان كوير ( حسين مجوب)، دلشدگان ( علي حاتمي)، گبه ( محسن مخملباف)، زماني براي مستي اسب ها و لاك پشت ها هم پرواز مي كنند ( بهمن قبادي)، ميراث كهن، زشت و زيبا( احمد رضا معتمدي)

نمونه ای از آثار استاد عليزاده :

دانلود کنید

+ نوشته شده در  شنبه 17 آذر1386ساعت   توسط محمد   | 

      مرتضی خان نی داود

                                                        

موسيقيدانان سنتی ايران که در فاصله جنبش مشروطيت و نخستين دهه از قرن جاری خورشيدی سر برآورده اند، همه پيش از هر چيز نوازنده بوده اند، هر چند که گهگاه به سراغ آهنگسازی نيز رفته اند

مهارت های فنی و گاه شگفتی آور اين نوازندگان، آن چنان جمع شنوندگان را مجذوب خود می ساخته که آهنگسازی آنها را غالبا از ياد می برده اند. درويش خان، ارسلان درگاهی، موسی معروفی و حبيب سُماعی از اين گونه موسيقيدانان به شمار می روند

در کنار اينان به چهره برجسته ديگری بر می خوريم که استثنايی را پديد آورده است: مرتضی خان نی داوود.از يک سو رغبت به آهنگسازی در او همپای شوق نواختن در غليان بوده و از سوی ديگر در ميان پيش درآمدها، چهار مضراب ها، رنگ ها و تصنيف های او که به گفته خودش به دويست فقره بالغ می شود، يکی از فراگيرترين و پر آوازه ترين تصنيف های قرن، می درخشد، تصنيف برانگيزاننده "مرغ سحر" که نام او را برای هميشه در تاريخ موسيقی ايران نگاه خواهد داشت.اگر چه می توان شعر پرخون، مرغ سحر، سروده محمد تقی بهار (ملک الشعرا) و سازگاری آن را با آرمان ملی و آزادی جويی مردم، پشتوانه شهرت و ماندگاری آن به شمار آورد، ولی از کارکرد زيبايی آهنگ نی داوود نيز نمی توان و نبايد غافل ماند. کما اينکه بهار، متن های زيبای ديگری نيز برای پيوند با موسيقی سروده ولی هيچکدام شهرت و تاثير مرغ سحر را پيدا نکرده است.شعر و آهنگ، در مرغ سحر توانايی بيانی همانندی دارند و با دقتی هنرمندانه به هم پيوند خورده اند.موسيقی روان نی داوود، زبان کمابيش روشنفکرانه بهار را حتی برای مردم عادی دلپذير و دريافتنی ساخته است. جاذبه ماندگار مرغ سحر سبب شده که پس از نخستين اجرا با صدای "ملوک ضرابی" (و نه آنگونه که می گويند، قمرالملوک وزيری) خوانندگان زن و مرد ديگری نيز آن را در بازساری های تازه بخوانند.

مرتضی نی داوود در سال 1279 و به روايتی ديگر 1280 خورشيدی در تهران و در خانواده ای اهل موسيقی زاده شد. پدرش " بالا خان" با تار و تنبک آشنايی داشت. مرتضی ابتدا در مدرسه به تحصيل دروس همگانی پرداخت، ولی ده يازده ساله بود که پدر با دريافت ذوق و علاقه به موسيقی در فرزند، او را به دست استاد معروف زمانه "آقا حسينقلی" سپرد.مرتضی خان دو سال نزد آقا حسينقلی و سه سال نزد برجسته ترين شاگرد او، درويش خان، رديف موسيقی سنتی و شيوه تار نوازی را آموخت و آن چنان پيش رفت که در کلاس درويش خان  توانست " تبرزين طلايی"، يعنی نشانی را که به شاگردان ممتاز داده می شد، به دست آورد.مرتضی خان هنوز بيست سالی بيش نداشت که خود کلاسی برای آموزش تار و رديف موسيقی بنياد کرد و کلاسی که پس از مرگ نابهنگام درويش خان توانست ادامه آموزش همه شاگردان او را نيز بر عهده بگيرد.در همين سال هاست که مرتضی خان بزرگ ترين کشف موسيقی خود را نيز آشکار می کند. او در يک محفل خصوصی، با صدای گرم دختر جوانی آشنا می شود که بعدها به رساترين صدای زنانه در عرصه موسيقی سنتی تبديل می گردد: قمرالملوک وزيری.مرتضی خان آموزش موسيقی او را بر عهده می گيرد و پس از آن که به شهرت می رسد همکار جدايی ناپذير او باقی می ماند. بيشتر آنچه قمر از تصنيف و آواز از سال 1303 به بعد خوانده است با « تار » شيرين و پر صلابت مرتضی نی داوود همراه بوده است.

نی داوود از سال 1319(سال بنياد راديو ايران) به اين سازمان پيوست و در برنامه های مختلف موسيقی آن به همکاری و همنوازی با هنرمندان برجسته ای چون رضا محجوبی، علی اکبر شهنازی، حبيب سماعی، ابوالحسن صبا و موسی معروفی پرداخت. او طی ده سال همکاری تنگاتنگ با راديو، برای خوانندگان معروفی چون قمرالملوک وزيری، ملوک ضرابی، روح انگيز، اديب خوانساری، جواد بديع زاده و غلامحسين بنان تصنيف ساخته يا پا به پای آوازشان تار نواخته است.

 

مرتضی نی داوود در سال 1348 کار مهم ديگری را به انجام رسانيده و آن نواختن و ضبط نزديک به 300 گوشه از مجموعه رديف موسيقی سنتی ايران است که البته به دلايل نا روشن هنوز انتشار نيافته است.

از ميان آفريده های او علاوه بر مرغ سحر، می توان از تصنيف هايی «چون شاه من»، «ماه من»، «مرغ حق» و «آتش دل»، و نيز «پيش درآمد بيات اصفهان» ياد کرد که هنوز جاذبه خود را حفظ کرده است.

گفتنی است که در سالهای پس از انقلاب، مرتضی حنانه، اين پيش درآمد او را به شيوه ای نو، برای ارکستر بزرگ تنظيم کرده که موسيقی اصلی سريال هزار دستان (ساخته علی حاتمی) است.

مرتضی نی داوود در سال 1359، يکی دو سالی پس از انقلاب اسلامی رهسپار ايالات متحده آمريکا شد و ده سال پس از آن، يعنی در دوم مرداد ماه سال 1369 در سن نود سالگی و در ديار غربت چشم از جهان فرو پوشيد.

 

دريافت تصنيف مرغ سحر با  اجراي :

 

بانو قمر الملوک وزيري

 

استادشجريان اجراي قديم

 

نادرگلچين

 

خانم هنگامه اخوان

 

فاضل جمشيدي

 

استادشجريان اجراي جديد

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 آذر1386ساعت   توسط محمد   | 

سلانه

يكي از سازهاي زيبايي كه در دوران ما توسط  "آقاي سيامك افشاري" و با راهنمايي هاي "استاد حسين عليزاده" ابداع شده است ساز "سلاّنهِ" مي باشد. كه از صداي پخته و دلنشيني برخوردار است 

سازهاي زهي مضرابي داراي کاسه ي طنين ، از لحاظ ساز شناسي ، غالبأ به دو رده ي اصلي دسته بلند و دسته کوتاه تقسيم مي شوند بربط و عود از نمونه هاي دسته کوتاه و تنبور و دوتار و سه تار از نمونه هاي دسته بلند سازهاي اين خانواده محسوب مي شوند. اين ساز ها بسيار قديمي اند آنچنان كه ردپاي آنها را تا ايران باستان مي توان جستجو كرد.

علاوه بر بربط كه ساز زهي مضرابي است و داراي كاسه طنين نسبتاً بزرگ ودسته اي كوچك است و يكي از ساز هاي باستاني و اصيل ايران محسوب مي شود و مي توان نام و تصويرش را از آثار بازمانده از دوران باستاني تاريخ ايران مشاهده كرد انواع مختلفي از سازهاي خانواده تنبور نيز در ايران از دوران باستان تا كنون رواج داشته اند.

ساز "سلاّنهِ" با الهام از تصاويري از يك نمونه ساز زهي مضرابي دسته بلند كه در اصل داراي سه سيم و سه گوشي بوده است در راستاي كنكاشي براي جستجوي صدايي گمشده ساخته شده است.

ساز مذكور (سلاّنهِ) همچنين در قرون 16 و 17 ميلادي در ايتاليا مقارن با دوران رنسانس تحت عناويني همچون "گلاسيكن" (Classikon) رواج داشته كه ظاهراً بر اساس نمونه هاي شرقي همين ساز(سلاّنهِ) شكل گرفته بوده است.

كوشش در جهت احياي چنين سازي به گونه اي كاملاً تجربي محملي شد. براي جامه عمل پوشاندن به اهداف، خواست ها و تاملاتي نظير :

۱) استفاده از واخوان ها جهت تقويت هارمونيك ها و حجم تنوع بخشيدن به رنگ آميزي صدا

2) امكان دست يابي به صدا هاي بم تر (از طريق اضافه كردن سيم هاي اصلي) به صورتي كه جنس و    رنگ و حالت صداي ايراني بماند.

نكات قابل توجه در ساخت و طراحي فيزيك اين ساز عبارتند از :

 1) تغيير تكيه گاه و محل عبور سيم ها و واخوان ها

 2) استفاده از گوشي هاي واخوان ها در انتهاي كاسه

 3) طراحي پنجه و غيره ...

 كوشش در جهت نيل به اهداف فوق ساز "سلاّنه" را به با آورد.

آنچه که از موسيقي ايران از قرن گذشته بصورت آثار صوتي باقي مانده در هيچ يک از آنها از سازهايي با وسعت و فرکانس هاي بم استفاده نشده است . حتي سازي مانند بربط ( عود ) که ريشه و اصل و نسب آن ايراني است در آثار ذکر شده مورد استفاده قرار نگرفته است.

استفاده از سازهاي سنتي در موسيقي دستگاهي در سالهاي متمادي چه در تکنوازي و چه در همنوازي ، رنگ و صداهاي يکنواختي ايجاد کرده که حتي اگر آثاري جديد به وسيله ي اين سازها اجرا شود به علت رنگها و وسعت محدود آنها تکراري جلوه مي کند .

جاي آن دارد با ريشه يابي از صداها و سازهاي قديمي ايران سازهايي ساخته و يا احياء شوند که موسيقي ايراني را با رنگ و وسعت بيشتر غنا بخشيده تا راه براي ايجاد ذوق و ابتکار موسيقي دانان هموار شود. بديهي است كه "سلاّنهِ" تجربه ايست كه نياز به سير مسير تكامل و تعمق و تامل بيشتري نياز دارد.

لازم به ذكر است كه استاد عليزاده آلبومي با همين نام يعني "سلاّنهِ" دارد كه شنيدن آن خالي از لطف نيست.اين آلبوم شامل قطعات زير ميباشد:

۱.مهتاب (اصفهان )           دريافت

۲.پگاه ( سه گاه )            دريافت

۳.آفتاب ( بيات کرد )          دريافت

۴.شامگاه ( افشاري )        دريافت

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 آذر1386ساعت   توسط محمد   |