تبليغاتX
حکایت دل
موسیقی و شعر

 

درپست جديد قصد دارم يکي از کار هاي زيباي استاد شجريان را معرفي کنم و برداشت خودم را ازين اثر زيبا بنويسم ،هر چند تاريخ انتشار اين اثر مربوط به سالها قبل مي شود ،ولي در اين مدت من بارها و بارها به آن گوش داده ام و هر بار لذت بي اندازه اي بر ده ام .اميد که مورد قبول دوستان واقع شود :

"شب وصل با پيش درآمد زيباي استاد سعيد هرمزي آغاز مي شود .تاراستاد داريوش طلايي ،کمانچه سعيد فرج پوري و تمبک همايون شجريان ،هر کدام با دلبري خاص جلوه اي بديع و نو به اين آهنگ مي بخشد.سپس درآمد در حالتي بداهه پردازانه ،چهارمضرابي را با تار و تمبک به همراه دارد .رگبار مضرابها وحس بي نهايت زنده اي که از زخمه زدن بر سيمها جاري مي شود ،شور وشيدايي نوازنده را را به شنونده منتقل مي کندوبه راستي که داريوش طلايي تلفيقي زيبا بين تکنيک و احساس به وجود مي آورد.پس از چهار مضراب استاد شجريان با غزلي از حافظ درآمد ماهور راشروع مي کند:

سحر با باد  مي گفتم  حديث  ارزومندي

خطاب آمد که واثق شوبه الطاف خداوندي

آواز شجريان وتار طلايي در ماهور ادامه دارد که يکي از زيباترين و بکر ترين ساز وآواز هاي استاد شجريان است.وداريوش طلايي هم انصافا"به خوبي از عهده اين هماوايي با خسرو آواز ايران بر آمده وآواز ايشان را مو به مو پاسخ گفته است .در ادامه آواز و اواسط غزل کمانچه جايگزين تار مي شود ،که گاه صداي شيون وتيزي آن شنونده را از حس لطيفي که آواز به وجود آورده دور مي سازد .اما در روي دوم نوار ،آنجا که غزلي از سعدي خوانده مي شود به حق لحظاتي پرشوروپر احساس به وجود مي آورد و جواب شايسته اي به آوازپر کرشمه و طناز شجريان مي دهد .در پايان قسمت اول شاهد اجراي تصنيف "شب وصل" ساخته درويش خان وبا شعري از ملک الشعراي بهار هستيم که غير از اجراي استادانه وتوانمند نوازندگان وخواننده نسبت به اجراهاي قبل چيز تازه اي ندارد .

روي دوم نوارنيز با تارداريوش طلايي شروع مي شود که چهار مضرابي لبريز از شيدايي و زيبايي ست  که در ادامه کمانچه و تمبک هم به آن اضافه مي شوند .دراين قسمت هم گفت وگوي پر شور و حالي را شاهديم که ادامه آن را شجريان با غزلي از سعدي پي مي گيرد :

هر لحظه در برم دل ازانديشه خون شود

تا  منتهاي  کار من  از عشق چون  شود

غزل در گوشه دلکش ماهور شروع مي شود و به دستگاه شور مي رود .در ميانه غزل و آوازتصنيف "شنيدم ماهي "در همان شور و گوشه شهناز را شجريان باهمان تکنيک ناب و درخشان خود که هر جمله را سرشار از تحرير هاي لطيف و حسي گرم مي کند، مي خواند .در انتهاي تصنيف، آواز با صداي بم و گرم استاد ادامه مي يابد و تک نوازي  فرج پوري در اين قسمت به راستي زيبا و شنيدني است و بي شک  او يکي از بهترين کمانچه نوازان امروز ايران است .در بيت آخر غزل ،خواننده از شور به ماهور بر مي گردد يا به اصطلاح موسيقايي فرود مي آيد .وآن گاه تصنيف قديمي "ز دست محبوب "را با همان طراوت و قدرت هميشگي و تسلط  محض به پايان مي رساند .درپايان هم قسمتي از رنگ شهر آشوب توسط گروه نوازنده اجرا مي شود .

در اينجا لازم است به دو نکته اشاره کنم :

اول اينکه ،علي رغم آواز زيبا و قدرتمند و بيان قوي استاد شجريان ايشان بيتي از غزل را به اين صورت مي خوانند:

فرهادوارم از لب شيرين گزيرنيست

ور کوه محتشم به مثل بيستون شود

که مصرع دوم در اکثر نسخ غزليات سعدي به اين صورت آمده است که از نظر معنايي نيز صحيح تر مي باشد:

ور کوه محنتم به مثل بيستون شود

 

و نکته دوم اينکه ، همنشيني و هم آوايي اين پدر وپسر با اين نوازندگان اگر ادامه مي يافت مي توانست لحظاتي زيبا و ماندگار براي موسيقي ايراني بيافريند که حالا به هر دليل ادامه نيافت ."

 

دانلود قطعاتي از شب وصل :

 

پيش درآمد ماهور از استاد سعيد هرمزي  دريافت

 

چهار مضراب ماهور ، تار و تنبک دريافت

 

تصنيف شب وصل ساخته ي  درويش خان دريافت

 

 

 

 

+ حکايتي در  سه شنبه 28 خرداد1387ساعت   توسط محمد   | 

چنديست که عده اي ازروحانيون ومتشرعين سخناني درباره موسيقي دراعتراض به سياستهاي رسانه ی مثلا" ملي و وزارت ارشاد ايراد مي کنند .درباره نظرات مراجع و روحانيت در مورد موسيقي بسيار مي توان سخن گفت وحرف زد که از حوصله اين مجال اندک خارج است .

نمونه ای ازین مطالب را در وبلاگ بیداد و وبلاگ عشق سه تار و باز هم بیداد می توانید بخوانید .  

با خواندن نظرات آقايان ياد خاطره اي افتادم که بي مناسبت با موضوع بحث نيست :

چندي پيش در مجلس ترحيم يکي از آشنايان ،روحاني ميانسالي درباره موسيقي صحبت مي کرد وداد سخن مي داد که موسيقي حرام است وسنتي و غير سنتي ندارد و اصلا اسلام با موسيقي مخالف است و چه چها ...و بعد در تاييد حرفهايش روايتي از امام جعفر صادق (ع) نقل کرد بدين مضمون " روزي غلام همسايه خدمت امام مي رسد و مي گويد :من ديروز از حياط خانه مي گذشتم ناگهان صداي آوازي به گوشم رسيد که نا خود آگاه ايستادم و به آن گوش دادم چون صداي زيبايي داشت وخيلي محزون وسوزناک آواز سرداده بود ،حال خدمت شما رسيده ام ببينم از نظر شما ودين اسلام چه حکمي دارد ؟ و امام در جواب غلام فرمودند :چه کار خوبي کردي که آمدي وگفتي برو توبه کن که اگر نمي گفتي و توبه نمي کردي معلوم نبود فرداي قيامت با تو چه کنند ."

روحاني محترم منبع روايت را ذکر نکرد .ودر پايان مجلس که بنا به رسم ديرين روضه خوانده مي شود ،جناب روحاني به آواز ششدانگ ،روضه اي خواند در آواز دشتي !

حالامن نمي دانم حکم من وکساني که پاي منبرايشان به آوازسوزناکشان گوش داديم فرداي قيامت چيست ؟

 

 

 

+ حکايتي در  چهارشنبه 25 اردیبهشت1387ساعت   توسط محمد   | 

 

آتشي در سينه دارم جاوداني

عمر من مرگيست نامش زندگاني

رحمتي کن کز غمت جان مي سپارم

بيش ازين من طاقت هجران ندارم

 

تصنيف رسم عاشقي  (آتش جاويدان )

آهنگساز : مرتضي خان ني داوود

خواننده : بانو قمر الملوک وزيري

............................

 

 

تصنيف رسم عاشقي  با صداي قمر( دريافت )

 

 رسم عاشقي با صداي صديق تعريف (دريافت)

 

رسم عاشقي با صداي همايون شجريان (دريافت)

 

 نت تصنيف براي تار و سه تار (دريافت نت)

 

 

+ حکايتي در  دوشنبه 23 اردیبهشت1387ساعت   توسط محمد   | 

نقش خيال

 

وه که جدا نمي شود نقش تو از خيال من

تا چه شود به عاقبت در طلب تو حال من

ناله زير و زار من زار ترست هر زمان

بسکه به هجرمي دهدعشق توگوشمال من

نورستارگان ستد روي چو آفتاب تو

دست نماي خلق شد قامت چون هلال من

پرتو نور روي تو هر نفسي به هر کسي

مي رسد ونمي رسد نوبت اتصال من

خاطر تو به خون من رغبت اگر چنين کند

هم به مراد دل رسد خاطر بد سگال من

ديده زبان حال من بر تو گشاد رحم کن

چون که اثر ني کند در تو زبان قال من

بر گذري و ننگري باز نگر که بگذرد

فقر من و غناي تو جور تو احتمال من

چرخ شنيد ناله ام گفت منال سعديا

کآه تو تيره مي کند آينه جمال من

 

دانلود آواز نقش خيال

 

(آواز: همايون شجريان ،تار:علي قمصري،دستگاه نوا)

 

 

+ حکايتي در  سه شنبه 10 اردیبهشت1387ساعت   توسط محمد   | 

سوگواران تو امروز خموشند همه

که دهانهاي وقاحت به خروشند همه

گر خموشانه به سوگ تو نشستند رواست

زانکه وحشتزده حشر وحوشند همه

آه ازين قوم ريايي که درين شهر دورو

روزها شحنه وشب باده فروشند همه

باغ را اين تب روحي به کجا برد که باز

قمريان از همه سو خانه به دوشند همه

اي هرآن قطره ز آفاق هر آن ابر ببار

بيشه و باغ به آواز تو گوشند همه

گر چه شد ميکده ها بسته وياران امروز

مهر بر لب زده وز نعره خموشند همه

به وفاي تو که رندان بلاکش فردا

جز به ياد تو و نام تو ننوشند همه

 

 (تصنيف سوگواران خموش با صداي عليرضا قرباني )دانلود کنيد

+ حکايتي در  پنجشنبه 29 فروردین1387ساعت   توسط محمد   | 

 

نمي خواستم نام چنگيز را بدانم

نمي خواستم نام نادر را بدانم

نام شاهان را

محمد خواجه وتيمور لنگ،

نام خفت دهندگان رانمي خواستم و

خفت چشندگان را.

 

مي خواستم نام تو را بدانم .

 

وتنها نامي را که مي خواستم

ندانستم .

 

 

آواز بيات اصفهان با صداي شادروان استاد رضوي سروستاني وتار استاد داريوش طلايي

 

دانلود کنيد

 

..........................................................................................................................................

شعر از بامداد 

 

+ حکايتي در  پنجشنبه 22 فروردین1387ساعت   توسط محمد   | 

 

مرا/تو/بی سببی نیستی ./به راستی / صلت کدام قصیده ای ای غزل ؟/ستاره باران جواب کدام سلامی / به آفتاب/ از دریچه تاریک؟/ کلام از نگاه تو شکل می بندد./ خوشا نظر بازیا که تو آغاز می کنی .

پس پشت مردمکانت/ فریاد کدام زندانی ست/که آزادی را/به لبان بر آماسیده /گل سرخی پرتاب می کند؟/ورنه این ستاره بازی /حاشا/ چیزی بدهکار آفتاب نیست.

نگاه از صدای تو ایمن می شود ./ چه مومنانه نام مرا آواز می کنی .

و دلت / کبوتر آشتی ست درخون تپیده به بام تلخ ./ با این همه / چه بالا / چه بلند /پرواز می کنی .

 

واز اصفهان با صدای استاد شجریان )  دانلود کنید

 

 

 

+ حکايتي در  شنبه 17 فروردین1387ساعت   توسط محمد   | 

  سماع

.

 

                                   

                                      در سماع عشق بازان حال ياران ديدني است

 

 

 
+ حکايتي در  چهارشنبه 7 فروردین1387ساعت   توسط محمد   | 

 

آمده  نوروز هم از بامداد

آمدنش فرخ وفرخنده باد 

بازجهان خرم وخوب ايستاد

مردزمستان و بهاران  بزاد

+ حکايتي در  سه شنبه 28 اسفند1386ساعت   توسط محمد  

ساز محمد رضا لطفي در همه حال شنيدني است .حدود سه دهه است که موسيقي ايران ،صداي ساز موسيقيداناني  شاخص  رابه رسميت شناخته ومرجع قرار داده است .محمد رضا لطفي ازين گروه موسيقيدانان است گرچه خود حدود  دو دهه از حضوردراين  فضابي بهره بوده است . لطفي در اوايل دهه شصت کشور راترک گفت .اوهرچند درفاصله سالهاي 57تا 73به صورت پراکنده فعاليتهاي خودراازسرگرفت وبا تشکيل کلاسهاي آموزشي وتاسيس مجددگروه شيداسعي در آغازي دوباره ازفعاليتهاي قافله سالار  درون کشورداشت ،اماشرايط به نحوي پيش رفت که اورا بار ديگر به جلاي وطن کشاند .اکنون در آستانه 60سالگي لطفي بارديگر به ايران بازگشته است .زمزمه ها حاکي از آن است که قصد اقامت دائم وفعاليت مجدد دارد.در سال جاري شماري از آثار اوکه قبلابه صورت کاست منتشر شده بود به صورت سي دي روانه بازار شد،جان جان ،سپيده وبه ياد عارف همراه با آواز يار ديرينه اش استاد شجريان و تکنوازي قافله سالار.اين اثر شامل دو بخش تکنوازي تار درراست پنجگاه وسه تار در نوا است .راست پنجگاه با نام لطفي عجين شده است .،چه اولين باربا ساز لطفي ره به سوي اين مقام ونواي سحر آميز گشوديم .تا سي سال پيش ،هيچ اثر منتشر شده اي از راست پنجگاه وجود نداشت .در اجراي اساتيد قديم نيز(که دراختيارهمگان نبود) تنها اجراي رديف ازين دستگاه موجود بود نظير اجراي تار فخام الدوله  ويا آواز عبداله خان دوامي .

در حافظيه شيرازساز لطفي و  آواز شجريان ،عمق و محتواي غني اين دستگاه را نشان داد.موردي که بيست سال بعد در چشمه نوش تکرار شد.در چشمه نوش لطفي چنان عميق وپر رمز وراز و عاشقانه تارنواخته است که بارها وبارها مي توان آن راشنيد.قافله سالار درفاصله  دو اثر ذکرشده اجراشده است .در اواسط ده 60 نيز راست پنجگاه لطفي به خوبي نشان اين لولي آتش دست را بر خود دارد .موسيقي در فضايي آرام آغاز مي شود تا موقعيت اين دستگاه رامعرفي کند .آواز لطفي چاشني اثراست .صدايي بم ،گرم و نافذ که تاثيري شگرف دارد .به تدريج و با اجراي گوشه هاي مختلف ،تار نيز شور ووجد افزونتري مي يابد و درانتها باز هم باشعري از مولانا با ريتمي پرتحرک ساز وآواز لطفي به اوج مي رسد تا اثر پايان يابد .

روي ديگرنوار نيز روايت لطفي با سه تار از دستگاه آسماني نوا ست .بي هيچ گمان وگزافه اي سبک لطفي از شاخص ترين و مهمترين شيوه هاي سه تار نوازي است.اين مورد چنان آشکار است که نيازي به پرگويي ندارد. سونوريته بي نظير ،عمق ومحتواي ساز وشيوه اجرا وروايت دراين اثر بسيار ممتاز است .

نکته ديگر آواز خواندن لطفي دراين اثر است  چراکه عده اي با ذهنيت موسيقي  آوازي ،از آواز خواندن لطفي متعجب مي شوند .اما با کمي دقت در مي يابيم که شعر وآوازو موسيقي در فرهنگ ما به هم پيوسته بوده است .در گذشته بسياري از راويان موسيقي خود شاعر وخواننده ونوازنده به طور توامان بوده اند .آواز وساز لطفي در واقع ادامه سنت خنياگري در موسيقي ايرانيست .اينجا ديگر موضوع آواز تنها وصداي مثلا ششدانگ مطرح نيست .مجموع  سازوآواز لطفي و شدت تاثير آن موردي نيست که نياز به تعريف وتمجيد داشته باشد .ضمن آنکه لطفي با اين شکل اجرا ،سنت ديگري را پاس داشته است و آن توجه به بداهه پردازي در موسيقي ايراني است .عنصر "حال" و" آن" در موسيقي ايراني، که امروزه کم کم دارد به يک خاطره فراموش شده بدل مي شود .

  

تکنوازی استاد در دستگاه نوا  ( دانلود کنید )

 

+ حکايتي در  چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت   توسط محمد   |